دوشنبه 20 مرداد 1404 , 16:09




جریان بدیم بره!
فاش نیوز - در طول تاریخ معاصر ایران با جریانی واداده و وابسته به تفکر غربی مواجهایم که نه تنها فهم دقیق و واقعی از صحنه روابط بینالملل و معادلات قدرت حاکم در آن ندارد، بلکه هیچ گونه ارزشی هم برای آرمانها و اهداف والایی همچون استقلال، پیشرفت و پافشاری بر حقوق یک قائل نیست و در خوش بینانه ترین حالت با تحلیل غلط خود و از سر جهالت و در بدبینانه ترین حالت به علت وابستگی و از سرخیانت بخش هایی از حقوق حاکمیت و ملت ایران را تقدیم به غربی ها و مستکبرین کرده است.
این جریان بر مبنای یک گزاره ثابت اقدامات و تصمیمات خود را صورت بندی میکند؛ بدیم بره. این گزاره یک مبنای مهم دارد؛ تنش زدایی و درگیر نشدن با قدرتهای استکباری. این جریان اساسا باوری به توان و قدرت داخلی ندارد. خودتحقیری این جماعت راهی برایشان نمیگذارد مگر همان راهبرد بدیم بره. این راهبرد جریان غربگرای داخلی مقاط ننگینی را در تاریخ معاصر به یادگار گذاشته است. از قاجار و پهلوی تا نوچه ها و تربیت یافتگان امروزین در جمهوری اسلامی!
مگر میشود خیانت های این جریان را در ماجراهای قرارداد ترکمنچای و گلستان فراموش کرد؟ مگر میتوان بذل و بخشش این جماعت در ماجرای از دست دادن مناطقی مثل اروند رود، آرارات، فیروزه،اترک، ناامید و برخی مناطق دیگر در شمال غرب را از صفحات حافظه تاریخی ایرانی پاک کرد؟ مگر میشود فراموش کرد که چگونه این جماعت ضدوطنی رسما گفتند بحرین دخترمان بود و شوهرش دادیم و تمام؟! اینها فهم،شعور، توانمندی و لیاقت ایرانی را در حد لولهنگ سازی میدانستند و با همین فرض احمقانه میگفتند نفت را هم بدیم بره! ایرانی کجا و نفت کجا؟ چاره ای نداریم جز آنکه از فرق سر تا نوک پا شبیه آمریکایی ها شویم! امروز هم فرزندان رزم آرا و تقی زاده زنده اند و نسخه بدیم بره می پیچند.
امتداد این جریان تاریخی را در پسا انقلاب اسلامی میتوان به دفعات مکرر رد یابی کرد. فرزندان و نوادگان همان پدران تسلیم و ذلت و نکبت. منطق بدیم بره وجه اشتراک نسلی میان اینان بود. منطقی که امام و شهدای ما آن را به دیوار زدند و نگذاشتند یک وجب از خاک و حقوق این سرزمین در دفاع مقدس پایمال شود. همان موقع هم احمق های سیاسی پیدا میشدند که می گفتند حالا فلان منطقه یا فلان امتیاز را بدهیم و بره، بهتر از آن است که خونها ریخته شود. همان کسانی که اسم ملی و آزادی بالاسر دکانشان بود اما تجویز تسلیم و سازش میکردند.
ماجرای هستهای یکی از نمونه های مهم در اثبات وادادگی این جماعت است. اینجا هم منطق بدیم بره کار خودش را کرد و شد آنچه شد. برجام روی دیگر سکه بدیم بره بود. دقیقا با همان منطقی که رزم آرا نفت را تنش زا میدانست و میگفت مقاومت نمیرزد، ظریف، روحانی و عراقچی و... هم گفتند هسته ای نمیرزد و بدیم بره و دادند رفت. مهم بدیم بره است و نه لغو شدن تحریم ها، مهم بچه خوب بودن در کلاس اربابان قدرت است و نه گشایش اقتصادی و حفظ حقوق یک ملت، مهم اعتماد سازی برای طرف مقابل است و نه بودن سازو کار خائنانه ماشه و اجرای منویات فرانچسکو، مهم رضایت جان کری و وندی شرمن و ویتکاف و... است و نه حمله به تأسیسات هسته ای و خاک کشور و به شهادت رسیدن بیش از 1000 نفر از عزیزان این سرزمین. مهم اینه خلاصه؛ بدیم بره.
جریان غربگرا با همین منطق دنبال برجام منطقه ای بود و میگفت لبنان،غزه و سوریه را هم بدهیم برود! این خط ادامه یافت و در اثر کوتاهی ها و تقصیرها و قصورهای همین جماعت،دادند رفت و دشمن روز به روز تمامی سنگرهای کلیدی که سالها برای حفظش تلاش کردیم را در حال پس گرفتن است و در پی نابودی آنان و نزدیک شدن هر چه بیشتر به سمت مرزها و تنگ کردن موقعیت ژئوپلیتیک و راهبردی شما است. بر مبنای همین منطق،همین دومینوی سلسله وار برای کریدور زنگزور رخ داد و آقایان در اثر بی تدبیری شان دو دستی آن را تقدیم به آمریکایی ها کردند.
از دولتی که رئیسش سطح معادلات و تعاملات بینالمللی را در سطح روابط قوم و خویشی میفهمد و تعجب میکند که چرا کشور آذربایجان که ما با آنها قوم و خویش هستیم رابطه اش با رژیم صهیونیستی بهتر از ما است،چه انتظاری دارید؟ جماعتی رمانتیک و فانتزی که غرق در تصورات و تحلیل های تاریخ مصرف گذشته اند. جماعتی که هنوز هم به دنبال گوساله سامری هستند و بعد از حمله دشمن در وسط مذاکرات، دنبال مذاکره مجدد با حمله کنندگان به مام وطن هستند؟ کسانی که در دوره های مختلف به اسم تنش زدایی بیشترین تنش ها را به ملت تحمیل کردند، میخواستند تحریم ها لغو کنند و پرواز دلارها به سمت ایران را ببینند اما شاهد پرواز موشک ها بودند و محکم به دیوار سخت واقعیت برای صدمین بار خوردند! تا زمانی که منطق بدیم بره در سپهر سیاست این کشور جاری و ساری است نباید از تضعیف و نابودی اقتدار و منافع ملی ملت ایران تعجب کرد.
|| علی ریاحیپور

















